مرضيه محمدزاده
1380
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
محمّد على مجاهدى محمد على مجاهدى ، ملقّب به شمس الدّين و متخلّص به « پروانه » در سال 1322 ه . ش در شهر قم ديده به جهان گشود . پدرش آية اللّه ميرزا محمد مجاهدى تبريزى از تبريز به قم مهاجرت و به كار تدريس در حوزهى علميهى قم اشتغال ورزيد . مجاهدى تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاهش به پايان برد و از آن پس به استخدام آموزش و پرورش درآمد . و در حين خدمت مجددا به تحصيل پرداخت و در رشتهى حقوق قضايى به اخذ ليسانس نائل آمد ، و در حال حاضر به عنوان مشاور حقوقى فعاليت دارد . پروانه كار شاعرى را از دوران دبيرستان آغاز كرد و در همان زمان در انجمن ادبى قم شركت جست و سالهاست كه خود عهدهدار رياست « انجمن ادبى محيط » اين شهر مىباشد و در راهبرى و ارشاد شعراى جوان با علاقهمندى مجاهدت مىكند . پروانه غير از مقالات ادبى كه در روزنامهها و هفتهنامهها از او به چاپ رسيده آثارى نيز تأليف كرده و در تدوين و تصحيح دواوين شعر فعاليت چشمگيرى داشته است : آثارش عبارتند از « تذكره سخنوران قم » ، « تصحيح ديوان شرر به نام فغان دل » ، « تصحيح گنجينة الاسرار عمان سامانى » ، « تصحيح ديوان آية اللّه كمپانى » ، « خوشههاى طلايى » ، « سيرى در ملكوت » ( مجموعهى شعر ) ، « گلبانگ توحيد » ، « بال سرخ قنوت » و چند اثر و تأليف ديگر « 1 » . - * - كاروان اربعين : آنچه از من خواستى ، با كاروان آوردهام * يك گلستان گل به رسم ارمغان آوردهام از در و ديوار عالم فتنه مىباريد و من * بىپناهان را بدين دار الامان آوردهام اندر اين ره از جرس هم بانگ يارى برنخاست * كاروان را تا بدينجا با فغان آوردهام بس كه من منزل به منزل در غمت ناليدهام * همرهان خويش را چون خود به جان آوردهام تا نگويى زين سفر با دست خالى آمدم * يك جهان درد و غم و سوز نهان آوردهام قصهى ويرانهى شام ار نپرسى خوشتر است * چون از آن گلزِار ، پيغام خزان آوردهام خرمنى موى سپيد و دامنى خون جگر * پيكرى بىجان و جسمى ناتوان آوردهام
--> ( 1 ) - سخنوران نامى معاصر ايران ؛ ج 2 ، ص 765 .